جبر

از این چند بیت چقدر بوی جبر می آید

و چقدر ما درگیر این جبریم!!!!!چرا؟آیا باید راضی بود؟ چگونه؟


اگر محول حال جهانیان نه قضاست


چرا مجاری احوال بر خلاف رضاست؟


بلی قضاست به هر نیک و بد عنانکش خلق


بدان دلیل که تدبیرهای جمله خطاست


هزار نقش برآرد زمانه و نبود


یکی چنان که در آیینه ی تصور ماست


کسی ز چون و چرا دم همی نیارد زد


که نقش بند حوادث ورای چون و چراست


...


به دست ما چو از این حل و عقد چیزی نیست


به عیش ناخوش و خوش گر رضا دهیم سزاست


(انوری)

 

 

 

/ 26 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عليرضا صارمی ( با شاعران زرین دشت)

سلام اولین بار است از طریق وب دوستان با وب شما آشنا شدم وبتان زیباست دست مریزاد راستی با دو شعر یک غزل و یک شعر سپید ( با موضوع لنگه کفش ...) به روزم منتظر قدوم سبزتان خواهیم بود. راستی عنوان وبتون هم زیباست فکر کنم کلام فریدون مشیری باشد و استاد شجریان بسیار زیبا و دلنشین آنرا خوانده اند. از اینکه وب استاد شجریان در لینک دوستان دیدم بسیار خوشحال شدم چون استاد بر گردن همه ماها حق دارد. مانا باشید

حسام رمضان زاده

سلام استاد ممنون که سرزدید. حضورتون باعث خوشحالی من است. موفق و موید باشید.

خلیل شفیعی

سلام شقایق های آبی با پروانه ها به روز است. درود و بدرود

محمدقائدی

سلام دوست ...در گوشه ی اتاق خودت تنها یک "آرزوی مانده به دل"بودن یا مثل توی یک شب بارانی در حسرت کلاه و شنل بودن ... پیروز باشی[گل]

حمید تقی آبادی

دکان داری و جشنواره گی چند نکته درباره وضعیت اسف بار جشنواره ای به نام شعر فجر که در مشهد برگزار شد سلام .با اين مطلب به روزم.

وحید

با عرض سلامی مجازی از پشت دیوارهای زمان و مکان از لطفی که به وبلاگم کردید بسیار ممنونم همیشه سرافراز و به روز باشید و ما نقطه پرگاریم.... به هادی سلام برسانید

هادی

جالب بود نكته ها داشت خسته نباشيد