باز دیشب خواب شیطان بود و من

خواب گمراهی انسان بود و من

 

خواب نان گندم و خواب فریب

خواب افتادن به زندان بود و من

 

خواب یک زن، خواب ناز و باز ناز

خواب یک مرد پریشان بود و من

 

من، ملایک، مادرم حوّا و مار

خواب طاووس و گلستان بود و من

 

اشرف ما آدم و مستیّ او

از شرنگ شوم نسیان بود و من

 

در کلاس درس استادم خدا

اوّلین تمرین عصیان بود و من

 

خنده ی پرمعنی ابلیس و باز

گریه­های تلخ انسان بود و من

 

یک شب طولانی پرماجرا

با حضور سرخ شیطان بود و من

 

مشهد 25/ 7/ 82