این روزها بسیار از یاد تو سرشارم،

با ناز چشمان تو میخوابم،

در خواب با ساز تو بیدارم.

×××

این روزها رازی است در جانم،

باز از نسیم سبز نام تو،

سبز و چراغانی است ایوانم.

×××

این روزها در ذهن من چیزی است نرم و ناز،

مانند ابریشم،

نمناک چون شبنم.

×××

مانند دیگر روزها این روزها شب نیست،

شاد است و بارانی،

از وحشت و سرما لبالب نیست

×××

این روزها شاد است چشمانم،

از شوق لبریزم،

انگار در راه است مهمانم!

سبزوار/ آبان 90