به استاد نازنین دکتر شفیعی کدکنی

که خبر پروازشان به آن سوی مرزها ما را پریشان کرد:


پرستو پر، کبوتر پر، هما پر

تمام خاطرات خوب ما پر


کبوترها در این دلگیریِ عصر

زنند آرام بر روی هوا پر


از آن جمعِ کبوترهای دلخواه

گرفته طوقیِ تنها، جدا پر


از این نزدیک تا آن دورِ آبی

گشاید پاک و بی باک و رها پر


اگر برفی شود در نور خورشید

و یا حتّی بگیرد تا خدا پر


دوباره بازمی گردد که خواهد

دلش با نغمه های آشنا پر


نیشابور، شهریور ١٣٨٨