ای که درون جان من تلقین شعرم می کنی

گر دم زنم ؛خامش کنم ترسم که زندان بشکنی

«بسرای تا که هستی که سرودن است بودن»بله باز هم باید سرود تا بود اما این نابغه درون که الهام شعر می کند گاهی خسته می شود و آن هنگام است که آدمی -اگر بشود شاعر را آدمی خواند - دیگر نیست!!!