ديشب دوباره در رويا می ديدم که پرواز می کنم.از زمين بلند شدم و از روی تمام درختان باغمان گذشتم .همه مرا می ديدند و شگفت زده به من نگاه می کردند و من همچنان می پريدم و بالاتر می رفتم ؛چه حس خوب و قشنگی بود.ناگهان يک نفر به من گفت که هنگامی که نماز می خوانده يک لحظه احساس کرده که من می پرم  و من در محراب نماز او به سوی قبله پريدم اما نتوانستم از ديوار بگذرم و دوباره به زمين نشستم و بعد دوباره در باغ می پريدم.(تعبير اين خواب عجب ای صبح خيزان چون کنيد؟!)

چقدر دلم می خواهد که در واقعيت هم بپرم تا بی نهايت و چقدر حس خوبی است پرواز!