چند گاهی که محبوس چهار دیواری اجباری کلاس بوده ام؛باران جم جم باریده است و نم نم آن چون قطره های شبنم بر روی گونه برگها می درخشد و من اکنون در بین درختان و گام به گام ؛آرام  آرام بر روی سبزه های باران خورده ؛ می روم و می بویم و مست می شوم! مست می شوم.هیچ سکری فراتر از این نیست.بوی باران باز مستم می کند و من خمار از جام صهبای باران در دل می رقصم و با نگاه نمناکی زمین و زمان را می نوازم.

چه سحر انگیز و سکر آور!!!