شرح اين نکته مگر شمع برآرد به زبان

ورنه پروانه ندارد به سخن پروايی

اين نکته عجب شنو کز بخت واژگون

ما را بکشت يار به انفاس عيسوی

امروز هم برای تو می نويسم ِ تويی که دوستت دارم چون می شناسمت به دوستی و يگانگی و شهر همه بيگانگی و عداوت است.اين جا کرکسان بدبوبال در کمين غزالان دشتند تا اگر غزالی را صيادی زخم زند خونش بنوشند و تنش بخورند.اين جا زير بال کبوتران را وارسی می کنند تا مبادا نغمه ای ؛ترانه ای ؛ترينه ای با خود داشته باشد .اين جا حتی پرستو ها هم بايد آزادی را در پستو ی لانه هاشان پنهان کنند.اين جا مرغان مهاجر هم بر خلاف جريان باد نمی توانند هجرت کنند.اين جا ...

برگرد ای مسافر از اين راه پر خطر

اين جا ميا که بسته به زنجير می شوی.