ز عشق ناتمام ما جمال يار مستغني است

به آب و رنگ و خال و خط چه حاجت روي زيبا را

تو را چه مي شود اگر من كنارت نباشم كه هزار چون من داري! مرا جز جمال تو اما مقصودي نيست.من گر چه خود صيدم ،باز سپيدم كه چو باشه در پي هر صيد مختصر نروم و سيمرغ مي بايد شكارم.تو نيز:

به فتراك ار همي بندي خدا را زود صيدم كن

كه آفتهاست در تاخير و طالب را زيان دارد.

صيد تو بودن مرا خوش است كه:

عشق مي خواند به گوشم پست پست

صيد بودن خوشتر از صيادي است.

غزال زخمي عشق تو:نغمه تنها