درباره نویسنده
فاطمه  مجیدی (نغمه کدکنی)
این نغمه ی محبت بعد از من و تو ماند / تا در زمانه باقی است آواز باد و باران *** متولد شهر کدکن، ساکن نیشابور؛ مطالعاتم در مورد عطار کدکنی نیشابوری و شفیعی کدکنی است و گاه نیز می سرایم.
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
نویسندگان وبلاگ
  • فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی)
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • حکایت دیوانه و سر خر
  • نوروزنامه
  • عشق بهمنی
  • زیبا خداوند
  • سه پاره ای در عشق
  • چند سه گانی
  • قحطی مصر
  • اسم اعظم خدا
  • یک ''سه پاره''
  • سه گانی
  • ...
  • سخنرانی روز عطار در کدکن
  • رسیدم ...
  • در ستایش کبوترها
  • کبوتر پر
  • شعله ی داغ
  • دعوت نامه
  • نوآوری
  • جبر
  • برای همسرم
  • تلخ
  • ارسال المثل
  • و بوسهل زوزنی
  • سیب سرخ زندگی
  • گرگان هار رها
  • آورده اند که... (۲)
  • آورده اند که...(۱)
  • اشک فرشتگان
  • گرم شیرین!
  • برو
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • بهمن ٩٠
  • دی ٩٠
  • آبان ٩٠
  • شهریور ٩٠
  • دی ۸٩
  • آذر ۸٩
  • خرداد ۸٩
  • فروردین ۸٩
  • آذر ۸۸
  • آبان ۸۸
  • شهریور ۸۸
  • تیر ۸۸
  • خرداد ۸۸
  • اسفند ۸٧
  • مهر ۸٧
  • اردیبهشت ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • اسفند ۸٦
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
  • آذر ۸٦
  • آبان ۸٦
  • مهر ۸٦
  • تیر ۸٦
  • خرداد ۸٦
  • اردیبهشت ۸٦
  • فروردین ۸٦
  • اسفند ۸٥
  • بهمن ۸٥
  • دی ۸٥
  • آذر ۸٥
  • شهریور ۸٥
  • تیر ۸٥
  • خرداد ۸٥
  • اردیبهشت ۸٥
دوستان من
  • مقالات فارسی پایگاه اس. آی. دی
  • فرهنگستان زبان و ادب فارسی
  • انجمن علمی نقد ادبی ایران
  • پايگاه خبری موسيقی ايران
  • پایگاه مجلات فارسی نور
  • هواداران همایون شجریان
  • دکتر سيد مهدی زرقانی
  • دکتر محمدرضا ترکی
  • دكتر عليرضا فولادي
  • دکتر قیصر امین پور
  • سيدعلی صالحی
  • پانته آ صفایی شعر
  • دکتر وحيد رويانی
  • منیرو روانی پور
  • سعيد بيابانکی
  • بهروز یاسمی
  • زهرا دری
  • نزار قبانی
  • يدالله رویايي
  • وقايع ابن محمود
  • حميد تقی آبادی
  • کتابخانه ملی ایران
  • سایت فروغ فرخزاد
  • سایت احمد شاملو
  • انجمن مجازی ايران
  • دکتر محمد جعفر ياحقی
  • رضا نقدی؛ در مورد کدکن
  • دکتر میرجلال الدین کزازی
  • ماهنامه تخصصی شعر کندو
  • دکتر محمود فتوحی رودمعجنی
  • انجمن ترویج زبان و ادبیات فارسی
  • انجمن مجازی شاعران ایران
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • شبکه اجتماعی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



آواز باد و باران
شعر و ادبیات
حکایت دیوانه و سر خر
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - جمعه ٢٥ فروردین ۱۳٩۱

امروز 25 فروردین روز جهانی عطار است. ضمن تبریک این روز عزیز به

دوستان حکایتی دیگر از دیوانگان عطار را در زیر می نویسم:

دیوانه ای از راهی می گذشت، دید که بر سر جالیزی سر خری را

گذاشته اند.

گفت: چرا این سر خر مرده را بر سر چوب گذاشته اند؟!

گفتند: تا چشم بد را از جالیز دور کند.

دیوانه گفت: احمق ها اگر این خر خودش زنده بود به این کار بسیار

می خندید. مگر شما مغز خر خورده اید که این را اینجا گذاشته اید!

این خر بیچاره تا زنده بود نمی توانست چوبی را از پشت خویش

دور کند، حالا که مرده چگونه چشم بد را دور می کند.

اسرارنامه/ ص 188

نظرات ()



نوروزنامه
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - یکشنبه ٢۸ اسفند ۱۳٩٠

کنار سبو سبزه ی عید و سین های دیگر

چه می شد گَرَت بود، سین سرودی

که هفتاد سین گر تو را هست و آن نه

همان هیمه ی خشکِ پاری که بودی.

 

کنار سبو سبزه ی عید و سین های دیگر

بدین عذرِ لنگت چه کوشی که گویی:

 

«سرود من اینجا،

نسیمی ست،

که از بند رختی، گذر می کند، روی بامی

و می داند آنجا

در آن جامه ها هیچ جان و دلی نیست

که از نام و پیغام او شاد گردند» و

                                    آهسته مویی:

«چه شعر و سرودی؟ چه گفت و شنودی؟»

 

در آن سوی این هستیِ هیمه وارِ تو، گیتی

بر آیین آیینه وارش

سروده ست و بر نغمه ی خود فزوده ست

چه هوهوی باران، چه هیهای رودی.

 

ولی تو،

همانی که پارینه بودی

نه شعری شکفتت

نه بر منظری تازه چشمی گشودی.

 

درین آبیِ آبیِ آفتابی

کنار سبو سبزه ی عید و سین های دیگر

چه می شد گرت بود سینِ سرودی؟

 

 

شفیعی کدکنی، هزاره ی دوم آهوی کوهی/ 414-412

نظرات ()



عشق بهمنی
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - دوشنبه ۱٠ بهمن ۱۳٩٠

در این سپیده ی سحرِ صبحِ بهمنی

من می روم بدون تو امّا تو با منی

بالابلند! از تو به بالا رسیده ام

با تو که موج بودن و اوجِ سرودنی

از نغمه های سازِ تو در رقص و حالتم

بنواز نازِ شست تو خوش ضربه می زنی

در این نگارخانه ی صدرنگِ دلفریب

مانند تو نگار ندیدم ز دیدنی

همواره در جوانه زدن سبزتر ز سرخ

چون شاخه ی انار تو غرق شکفتنی

با احتیاط دست بزن بر دلم که هست

این شیشه ی بلور دل من شکستنی

ای عشق! ای پلنگ! نگاهی کفایت است

تا این غزال را به کمندت بیفکنی

نیشابور به سبزوار، بهمن 89

نظرات ()



زیبا خداوند
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - چهارشنبه ٧ دی ۱۳٩٠

چندین و چند روز است که با این شعر عطار در شعفم و

چونان ذکری زمزمه ی زبانِ جانم شده است:

آن عزیزی گفت:«شد هفتاد سال

تا که از شادی کنم وز ناز حال

کاینچنین زیبا خداوندیم هست

با خداوندیش پیوندیم هست»

منطق الطیر/ ص 370

نظرات ()



سه پاره ای در عشق
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - شنبه ٢۱ آبان ۱۳٩٠

این روزها بسیار از یاد تو سرشارم،

با ناز چشمان تو میخوابم،

در خواب با ساز تو بیدارم.

×××

این روزها رازی است در جانم،

باز از نسیم سبز نام تو،

سبز و چراغانی است ایوانم.

×××

این روزها در ذهن من چیزی است نرم و ناز،

مانند ابریشم،

نمناک چون شبنم.

×××

مانند دیگر روزها این روزها شب نیست،

شاد است و بارانی،

از وحشت و سرما لبالب نیست

×××

این روزها شاد است چشمانم،

از شوق لبریزم،

انگار در راه است مهمانم!

سبزوار/ آبان 90

نظرات ()



چند سه گانی
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - چهارشنبه ۱۱ آبان ۱۳٩٠

جاده پیوسته میرود به شتاب

زن نشسته کنار همسر خویش

راه کوتاه می کند با خواب

*

لحظه هایم سیاه و سنگین است

همه ی دلخوشی زندگیم

خوابهایی شگفت و رنگین است

*

 شاد و سرشار

در رقصم مانند سپیدار

در شب دیدار

*

روسری سفید و چشم سیاه

روی بام بلند همسایه،

چه خدابانوی قشنگی آه!

*

می روند ابرهای تار و کبود

رو به بالای بام بینالود

تا بشویند هر چه بود و نبود.

نیشابور/ سال 90

نظرات ()



قحطی مصر
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - یکشنبه ٢٠ شهریور ۱۳٩٠

در مصر قحطسالی شد؛ مردم  نان،نان! می گفتند و

از گرسنگی می مردند. بسیاری مرده بودند؛

آنهایی هم که نیم جانی داشتند

به خوردن مرده ها مشغول بودند. دیوانه ای این مردنِ مردم و نبودنِ نان را

که دید گفت: «ای خداوند دین و دنیا! وقتی که به اندازه ی کافی روزی

نداری، کمتر بیافرین!»

گفت: ای دارنده ی دنیا و دین

چون نداری رزق، کمتر آفرین!

منطق الطیر عطار، ص 359

نظرات ()



اسم اعظم خدا
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - پنجشنبه ۳ شهریور ۱۳٩٠

مردی از دیوانه ای پرسید: «اسم اعظم خدا را می دانی؟»

دیوانه گفت: «نام اعظم خدا، نان است اما این را جایی نمی توان گفت»

مرد گفت: «نادان! شرم کن! چگونه اسم اعظم خدا، نان است؟»

دیوانه گفت: «در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه

هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درِ هیچ مسجدی را باز دیدم؛

از آنجا بود که فهمیدم نام اعظم خدا  و  بنیاد دین و مایه ی اتحاد

مردم نان است».

 

مصیبت نامه ی عطار ص 359

نظرات ()



یک ''سه پاره''
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - سه‌شنبه ٧ دی ۱۳۸٩

و خواب دیدم باران درشت می بارید

تگرگ قهر خدا مُشت مُشت می بارید

و از زمین و هوا لاک پشت می بارید

*

و خواب می دیدم یک کرکس سیاه پلشت

در آسمانی سرخ

به دور خود می گشت

*

و خواب بودم دیدم زمین تَرَک برداشت

ستاره سنگ شد و

نیشکر نمک بر داشت

*

و خواب دیدم بوزینه ای بُزی دزدید

و بُز به شیطنت از باغ ما رُزی دزدید

بنای خانه ی خیام را غُزی دزدید

*

و خواب بودم دیدم پرنده ها خوابند

فقط خدا بیدار

و بنده ها خوابند

*

چه خواب های شگفتی هنوز می بینم

تمام دور و برم را سیاه و خون آلود

هنوز هم من مانند روز می بینم...!

نیشابور 5 دی ماه 1389

نظرات ()



سه گانی
نویسنده: فاطمه مجیدی (نغمه کدکنی) - دوشنبه ۱ آذر ۱۳۸٩

فصل گل های زعفران اینجا

سرزمین ها بنفش می پوشند

مردمان چای سرخ می نوشند

***

در سیاهی چشم تو گم شد

چین و تاب سپید پیرهنم

چشم بگشا؛ نگاه کن؛ تو منم!

***

چشم های تو عکس های منند

عکس هایی درون قابِ آب

تو مرا پاک می کنی با خواب

***

امتداد کویر خاکی لوت

بوق ممتد میان خوابِ سکوت

رفت راننده باز در هپروت!

نیشابور/ آبان 89


نظرات ()



مطالب قدیمی تر »